امروز دوشنبه 26 مهر 1395
رفتم استخر و شنا کردم جکوزی و سونا رو به خاطر شرایطم کنسل کردم... و اینکه قصد بارداری داریم... برگشتم خونه و کدو و بادمجونا رو پوست کندم و سرخ کردم و بعدش هم صبحونه خوردیم... رفتم روغن و شیر و خرما خریدم وبرگشتم و وایسادم پای کدو و بادمجونا...همه رو سرخ کردم و کتاب خوندم و بعدش هم همزمان کیک هم پختم... کلی کار کردم امروز اما همه دلچسب و خوب بودن...
نیما برگشت و شگفت زده شد از این همه کار که امروز انجام شده...
بعد از نهار بی هوش شدم و بعدش هم تا اخر شب به حرف زدن و کتاب خوندن و موبایل و تی وی گذشت...
پاییز عزیز خیلی سریع داری می ری از یه طرف خوشحال دفتر خاطرات...
ما را در سایت دفتر خاطرات دنبال میکنید
برچسب: گل صد برگ ویکی,
نویسنده:
بازدید: 7
تاريخ: دوشنبه
10 آبان
1395 ساعت: 22:03